مرتضى راوندى

26

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نخست شعرهايى كه سراسر ستايش خداوندان قدرت است و اين نيز دو دسته است : دسته‌يى كه شاعر كسى را به خاطر صفتى خوب ستوده و در « ستوده » رنگى از اين صفت بوده ، شاعر آن خوبى اندك را بزرگ جلوه مىدهد و به اصطلاح كاهى را كوهى مىكند ، چنين شعرها بارى راهى براى توجيه دارد ؛ اما دستهء ديگر كه نام آن را شعر نامردمى نهاده‌ايم ، آنهاست كه شاعر ، بزدلى را رستم دستان ، خشك‌دستى را حاتم طايى ، هرزه‌اى را نمونهء تمام عيار اخلاق انسانى شناسانده است ، اين دسته شعر را كسانى خواهان بوده‌اند كه تنها دوست داشته‌اند ستوده شوند ، مىدانسته‌اند آنچه شاعر دربارهء آنان مىگويد ، دروغ است ، ولى اين دروغ را خوش مىداشته‌اند . حال بايد پرسيد كه در اين ميان گناهكار كيست ، شعر ؟ يا شاعر ؟ و يا دولتمند صاحب قدرت . . . اين شعرها تخم ناپاكى است كه در زمين آلوده پاشيده شده و حاصل آن جز تباهى و شيوع فساد نيست . . . هردو دستهء شعر در طول صدها سال براى خود بازارى داشته است . . . پس مىبينيم شعر هيچگونه گناهى ندارد ، شعر موهبتى است الهى كه هيچ سخنى مانند آن در طبيعت انسان اثر نمىگذارد ، اين هنر ظريف بايد در خدمت اجتماع و در راه ارشاد مردمان به كار رود و اگر شاعرى چنين وظيفه‌يى را ناديده گرفت و هنر خود را در راه مخالف به كار برد ، شعر را نبايد محكوم كرد ، بلكه شاعر محكوم است و از شاعر گذشته ، اجتماعى محكوم است كه به چنان شاعر مجال رشد مىدهد . » « 1 » شعر نو به عقيدهء دكتر پرويز ناتل خانلرى : « بحث دربارهء شعر نو گفتگوئيست كه در فارسى كم‌كم كهنه شده است . بيش از پنجاه سالست كه نويسندگان ما هريك به طريقى لزوم تجددى را در شعر فارسى بيان كرده و شاعرانى به شيوه‌هاى مختلف در اين راه قدمهايى برداشته‌اند . با اينهمه ، امروز اگر بخواهيم نمونه‌اى از شعر جديد فارسى كه راستى نو باشد و نزد عموم يا خواص صورت قبول يافته باشد نشان بدهيم ، به زحمت دچار خواهيم شد . اين دشوارى شايد بيشتر نتيجهء آنست كه تعريف « شعر نو » هنوز در ذهن ما روشن و صريح نيست . همهء كسانى كه با شعر و شاعرى سر و كار دارند در اين نكته متفقند كه تقليد و استقبال از قدما و تكرار مضامينى كه هريك در فارسى ، هزاران‌بار مكرر شده ارزشى ندارد و بايد در شاعرى راههاى تازه‌اى جست ؛ اما اختلاف در فهم معنى « تازگى » است . چه‌چيزست كه بايد در شعر فارسى تغيير كند و نو شود ؟ وزن ؟ قافيه ؟ قالب شعرى ؟

--> ( 1 ) . دكتر سيد جعفر شهيدى ، مجله رشد آموزش و پرورش سال دوم شماره 2 شماره مسلسل 6 از ص 7 تا 10 ( به اختصار ) .